تبليغاتX
سوز لوار پراكنده نويسي حسين رزده - تازه هورن بدو ماهي تازه

سوز لوار پراكنده نويسي حسين رزده

فرهنگی و هنری ادبي

تازه هورن بدو ماهي تازه

نيستي وحالا در كودكيم دستان تو را در باد

جلبيل خوسي مادر بزر گ بوي گشته دو بيچي را دارد

از دريا كه بر ميگردي با زنبيلي از ماهي  گاريز

 جهله ابي را يك نفس بالا ميكشي و زنت ساره با ظرف رطب خنيزي كنارت روي تك مينشيند

دختر كوچكت رفته از بركه  اب بياورد جهله اي رو سر ش ونصف تنش خيس از اب ؟

اين چهارمين رطب است كه ميخوري وهسته ا ش را در ظرف ميگزاري

بوي حواري چكو ميگ   گنوغت كرده  باترشي انبه  دست پخت سارا هم حرف نداره

هميشه سرتو بيخ گوشش ميزاشتي و ميگفتي اگه سنگم جوش بدي  خوشمزه است

حالا كجاست بوي عر قچين تنت  و لنگي كه با او عمرت را پير كردي

با تو ام صياد پير بر خيز و سخني بگو   نو ه ات با كاديلاك سر قبرت مانور ميدهت اما تو اينها را نمي خواستي درسته ( بلند به و جار بزن مثل پيشترو كه تو محله غار تزه بدو ماهي تازه تازه  ممغن   

زنو دورت جم ابودن وماهي شاخري)  نيستي ومن بغض دلم را به هرشب به دريا ميريزم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/04/04ساعت 10:27  توسط حسین رزده  |