تازه هورن بدو ماهي تازه
جلبيل خوسي مادر بزر گ بوي گشته دو بيچي را دارد
از دريا كه بر ميگردي با زنبيلي از ماهي گاريز
جهله ابي را يك نفس بالا ميكشي و زنت ساره با ظرف رطب خنيزي كنارت روي تك مينشيند
دختر كوچكت رفته از بركه اب بياورد جهله اي رو سر ش ونصف تنش خيس از اب ؟
اين چهارمين رطب است كه ميخوري وهسته ا ش را در ظرف ميگزاري
بوي حواري چكو ميگ گنوغت كرده باترشي انبه دست پخت سارا هم حرف نداره
هميشه سرتو بيخ گوشش ميزاشتي و ميگفتي اگه سنگم جوش بدي خوشمزه است
حالا كجاست بوي عر قچين تنت و لنگي كه با او عمرت را پير كردي
با تو ام صياد پير بر خيز و سخني بگو نو ه ات با كاديلاك سر قبرت مانور ميدهت اما تو اينها را نمي خواستي درسته ( بلند به و جار بزن مثل پيشترو كه تو محله غار تزه بدو ماهي تازه تازه ممغن
زنو دورت جم ابودن وماهي شاخري) نيستي ومن بغض دلم را به هرشب به دريا ميريزم
