تبليغاتX
سوز لوار پراكنده نويسي حسين رزده

سوز لوار پراكنده نويسي حسين رزده

فرهنگی و هنری ادبي

سهم کودکان بی پناه از جشن روز جهانی کودک

جشن روز جهانی کودک   مثل همه جا در  هر مزگان ودر شهر بندر عباس   بر گزار شد .  این جشن  فقط در

پارک دولت با هوا کردن چند بادکنک و کشیدن چند نقاشی تمام شد  ان هم  کودکانی که در  بهترین نقطه شهر وبا امکانات مناسب  به همرا ه پدر مادری دکتر یا معلم   به بازی مشغول  میشوند  .  بهتر بود حد اقل در  محلات حاشیه نشین اطلاع رسانی میکردند که  در آ نجا فقر فرهنگی بیداد میکند   .   بهتر نبود مسولان  به جای جشن باد کنک هوا کردن   به حال کودکانی که باشکم خالی و بانگاه بر دستان بی چیز پدر  اشک الود به بستر میروند  

فکری می  کردند   جشن   روز جهانی   کودک   سهم    همه  کودکان است نه   یک عده    خاص  

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/07/21ساعت 7:0  توسط حسین رزده  | 

پرندگان قفسی و بی کسی های آ دمها

غیر ممکنه از اینجا گذر نکرده باشی و چشمت به تعدادی قفس نیفتاده باشه که چند تا مرغ وخروس

یاتو قفسن یا نخی به پا هاشون بسته شده و گوشه ای افتاده اند فکر کنم فهمیدید کجار ومیگم بله کوچه کار گزاری از وقتی یادمه اینجا بازار خرید وفروش مرغ . خروس . قناری . سگ . گربه دست اموز . باور کنید موشم میفروشن اینو با چشم خودم دیدم یارو میگفت این موش اهلیه از اونور آب آ وردن . خلاصه اینکه این بازار روز های جمعه رونقش بیشتره و یک شلوغ بازاری میشه که بیا وببین

تازه خیلی از اونای که شب میرن قفس کفترای مردمو خالی میکنن دو هفته بعدش میان برا فروش اون که کفترا ش دزدیده شده هر هفته میاد خلاصه اگه حیو ناشو دید به زور و دعوا هم که شده تلاش میکنه پس بگیره اما یارو میگه اقا من خریدم . .. بیا ثابت کن و از این جور حرفا ..........

بگذریم سفارش میکنم حتی برا سر گرمی هم که شده یه جمعه پاشید برید مخصوصا زمستونا ... اونجا دنیای قشنگیه . برا مرغ وخروسا اسم میزارن . کفترا هم اسم دارن مثل کفتر " پاپر . نوک برنجی . چشم سبز . گرگی . کله صابونی . طوقی . نوک سیاه . دوکت سرخ . دوکت سیاه و... من اینا رو از یه فروشنده کفتر یاذ گرفتم . خلاصه من اونجا میرم کلی حال میکنم . برید بد نمیگذره ...

+ نوشته شده در  شنبه 1388/07/11ساعت 10:42  توسط حسین رزده  | 

بلبشو بازار با بوی رکسو نا

 بازار میوه وتره بار فروشی  بندر عباس تنها بازاری است که مردم از روستاهای اطراف  محلات  شهر برای خرید ما یحتاج  زند گی خود به انجا می ایند  بازاری که از ابتدا  ی ان تا بخواهی به اخرش برسی بیست دقیقه طول میکشد  به هر طرف که نگاه می کنی میوه های گندیده . روان بودن فاضلاب در بازار  . وجود دست فروشان افاغنه . سد معبر کردن انها  . وجود گاری بدستان حمال  .  امدن ما شینهای میوه به داخل بازار برای تخلیه سیفی جات  .   و خیلی از چیزهای دیگر  دست به دست هم داده است تا این بازار  فاقد سیستم  بهداشتی باشد  .  از قولی قرار بود که این بازار تخریب شود ویک بازار استاندارد و سر پوشیده  ساخته شود اما هنوز اقدامی صورت نگر فته است  با ساخت بازارچه در بلوار امام حسین ع )  قرار بود اینجا تخریب شود و به یک مکان تجاری  فر هنگی تبدیل شود چون این بازارچه در وسط شهر است و برای  ساکنان اینجا  با این وضعیت اصفناک خوشایند نیست   .  اما متا سفانه این اقدام صورت نگرفته است .  اگر  در زمستان  بارندگی  بشود   عبور ومرور کند میشود و هر چقدر هم دقت کنی در هر حال لباست گل مالی میشود  . حتی  پارسال زن بیچاره ای   پایش لیز خورد  و به شدت اسیب دید این را خودم دیدم  که نشسته بود و از درد ناله میکرد  .   

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/07/02ساعت 10:47  توسط حسین رزده  |