تبليغاتX
سوز لوار پراكنده نويسي حسين رزده

سوز لوار پراكنده نويسي حسين رزده

فرهنگی و هنری ادبي

خبرنگاری باجیب خالی

  یک سال گذشت  تا به خودم امدم دیدم پایان سال فرا رسیده وهنوز شپشها توی جیبم قیقاچ میروند

با امثا ل سومین  سال است که در نشریه   ارمغان بندر  وندای جوان   قدم  میزنم   اما به جیبم که مینگرم هیچ  ........  البته نخواستم  همه  کار درروزنامه بکنم که به پول برسم   مثل بعضی از خبرنگاران که رادیو ظبط ادارات هستند واصالتشان را  فراموش کردند  اما  من سعی کردم  از دغدغه  فرهنگ وهنر استانم بنویسم    ازهنرمندان گمنامی که برای برگزاری یک  کار هنری خون دل میخورند منم تنها کاری که می توانستم انجام دهم خون دلشان  را بر صفحه   روزنامه بیاورم  چه قدر موفق بودم  قضاوت با خودشان   امسال هم با نشریه ارمغان بندر   درخدمت تمام هنرمندان استانم هستم    ودرکل روزنامه نگاری برایم عشق  است  واین عشق به کارم مرا گاهی به مرز جنون  میرساند  به هر حال  میخواهم

اسامی هنرمندانی  را بیاورم که با انها گفتگو کرده ام وهمین عیدی من شاید البته سعی میکنم بعدا عکسهم بزارم :

مجید سرنی زاده ... رضا نصیری ... رضا جوشعار  ... مرشد میر رستمی ... رضا صادقی ... 

کیانوش بلالی ... عبدالرضا بلو چ نزاد ... محمود شهبازی ...  ابراهیم پیل افکن ... رهبر امامدادی ....

رضا فتحی مقدم ... خوبیار سالاری ... رضا غریب زاده ... اسماعیل پاکدامن  .... احمد  عرب  ....

حسین زمانی ... اسحق احمدی ... سیما پور سالاری .... مصطفی  بشکال ... علی رحیمی ...

مرضیه دهقانی  ... محمود قلندری  ... محمد نوری زاد .... ناصر زرجام   .... محمد سایبانی   

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/12/27ساعت 12:30  توسط حسین رزده  | 

دنیا برام

دنيا برام

اقا پياده شو ر سید یم

۷ رو   چقد ر  دوست  دارم 

بعد د ستت را بر ماشه ببر  رررررررررررررررررررررررر

بدو برو دنبال كارت

 گلدان را ببر  ديگه لازم ندارم 

خفه شو بي پير

وحالا چسپيد به ته  ماهی تابه   

چرا سر گیجه  ولم نمیکنه 

این کلمات چیه 

باراک اوباما   

توهینی دهشت انگیز 

سوله ای مخوف  

بمب دست ساز

چهارشنبه سوری

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/12/19ساعت 17:43  توسط حسین رزده  | 

يه سوال

   هوش چيست ؟ 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/12/11ساعت 20:41  توسط حسین رزده  | 

فوران دستمال کاغذی

پسرک افغانی 

 تند کلمات را می جوید

سواد  را دوست دارم 

   اما   

شهرداری نمیگذارد بساط کنیم

امروز املا داریم اما من  باید .........

املت هم   برایمان گران است

پدرم  میگوید    فقط کار کنیم   

سوا د مال  ما نیست

او میرود ومن  خیره  به باکس   دستمال کاغذی   او

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/12/01ساعت 10:45  توسط حسین رزده  |