خسرو شكيباي با اتو بوس شب به استقبال مرگ رفت

اولين بار خبر فوتش را از زيرنويس تلويزيون كه با خط مشكي ردمي شد
ديدم .بهت زده شدم چشمانم گرد شد وهمه بد نم بي حس
ولو شدم روي متكاي كه به ان تكيه زده بودم سقف اتاق مثل اسياب بادي دور
سرم مي چر خيد . باورش برايم سخت بود دقايقي را سكوت كردم و بعد
به خود امدم اشكم بي اراده گونه هايم را خيس كرده بود حتي قطره هاي اشك هم
باور نداشتند كه براي مرگ خسرو شكيباي بيرون مي ايند . اي كاش كسي پيدا ميشد و مي گفت
شايعه است خسرو نمرده او زنده است وبراي بازي در فيلم اماده ميشود . كاش خودش بر صفحه
تلو يزيون ظاهر مي شد وبا لبخند هميشگي ميگفت : من زندام و اينها شايه اي بيش نيست اي كاش
فقط شايعه بود / غم ازدست دادن او اندو هي است كه به همين راحتي از دلمان پاك نميشود
خسرو مثل اكثر هنرمندان بزرگ كارش رااز تئاتر اغاز كرد ودر نمايشهاي مثل : سنگ سرنا
. همه پسران من . شب بيست ويكم و…. اولين باردر سال 1353در فيلم فريبرز اصلا ني بازي كرد
سپس درفيلمهايزياد ي از جمله رابطه ، ترن ، يكبار براي هميشه ، كيميا ، خواهران غريب ،
عشق شيشه اي ، دختري بهنام تندر ، كاغذبي خط، صبحانه اي براي دو نفر ، سالادفصل و اتو بوس شب
بازي كرده بود . انگار محبو بيت او جنس ظريفي دارد ، شخصيت دوست داشتني فيلم هامون در روح و ذهن خيلي از ما براي هميشه ماندگار است ودر ميان بسياري از بازيگران جديد و قديم ، شكيباي محبو بيتي فراموش ناشده دارد. دوست داشتني بودنش حتي با محبو بيت عزت الله انتظامي هم متفاوت است زياد وكم ان را كار ندار م ميخواهم بگويم چقدر خسرو شكيباي را دوست داشته ايم ، واكنون چرا اين طور مبهوت مانده ايم از پرواز زود هنگامش ، اما مرگ پايان كبو تر نيست روحش شاد

